آخرت

آخرت

یا حق

 

                     و مرگ در همین نزدیکی هاست
              بدان که از دیدگاه پروردگار بیرون نخواهی رفت

[ چهارشنبه یکم دی 1389 ] [ 11:51 قبل از ظهر ] [ محمد ] [ ]


پایان دنیا
واقعا سخت ترین لحظه زندگی آدم از دست دادن عزیزانش میباشد هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز یه عزیز رو از دست بدم حالا اون عزیزم بابات باشه بابایی که همه ی خوشیهای بچه گی و بزرگی آدم باهاش بوده خیلی سخته خیلی اگه بگم کمر آدمو میشکنه دروغ نگفتم فقط از خدا میخوام به همه آدما صبر بده باز هم خدارو شکر .... بابا جونم هر جا هستی میدونم جات خوبه میدونم جات توی بهشته ولی بدون تا آخرین لحظه زندگیم بیادتم اصلا همونی میشم که همیشه میخواستی خدایا دوستت دارم مواظب بابام باش. بابا جونم توی بهشت بابا یاد مارو هم کن دوستت دارم .

 

خدایا شکرت میدونم هیچ کار شما بی تقدیر نمیباشد و مصلحت میباشد

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 6:15 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]


شاید امروز اخرین فردا باشد
مرگ بیش از هر چیز به انسان نزدیک است

 

 بدان كه از ديدگاه پروردگار بيرون نخواهى رفت. اكنون ببين چگونه خواهى بود؟.


...   .

آنها كه بر اثر گناه مى ميرند از آنها كه با مرگ طبيعى از دنيا مى روند بيشترند! و آنها كه بر اثر نيكوكارى عمر مى كنند از آنها كه با عمر طبيعى زندگى مى نمايند زيادترند!

..

بسيارى از مردم بنده دنيا هستند و دين تنها بر زبان آنهاست ، مادامى كه زندگى آنان در پرتو دين و روبراه است از آن حمايت مى كنند; ولى آن روز كه با حوادث سختى آزموده شوند، دينداران اندكند!ار تو را بی هدف از پله ها بالا ببرد

زندگی محل گذشتن لحظه هاست پس بیایید بهترین تصمیم را قبل از اینکه بگزره بگیریم تصمیمی که شاید ما رو نجات بده از این دنیا و اون دنیا شاید امروز بین همین لحظه ها دیگه نباشیم شاید این اخرین لحظه زندگی برای من وتو باشد پس بیا نزاریم اخرین فرصت زندگی را از دست بدیم شاید خدا خواسته که ما به خود برگردیم... شاید امروز اخرین فردا . پله و لحظه باشد...


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 1:4 قبل از ظهر ] [ محمد ] [ ]


آخرت
 
آخرت نزديک،و زمان ماندن در دنيا اندک است....
 
 
ودر زمین آیاتی است برای جویندگان یقین و در وجود خود شما ایا نمیبینید...
 
 
  امام صادق (علیه السلام) : " خداوند روزه را واجب كرد تا بدينوسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى ...
 
 
خدايا من شبآ رو دوست دارم بخاطره اينكه همش به ياد تو هستم
 
خدايا دوستت دارم
خدايا وقتاي تنهايي نميدونم چرا خود به خود به يادتم
 
اما میدونم خیلی دوستت دارم
 
 خدايا چرا من در عوض خوبي ...چرا...چرا...
 
... بايد ...گناه ..كنم
 
[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 10:27 قبل از ظهر ] [ محمد ] [ ]


تو که میدانستی عشق تنها دلیل زندگی ام بود

بزرگترین گناه گناهی است که به کسی که تو را راستگو میپندارد دروغ بگویی پس بیایید با راستگویی دروغ را و گناه را فراموش کنیم


نمیگم که تنها شدم...

 تو که میدانستی عشق تنها دلیل زندگی ام بود 

تو که دیدی آسمان را تنها برای تو میخواهم

من عاشقت بودم وتو عاشقش بودی

کاش در آخرین دیدار به زیر باران

با لبخندی،آینده دیروز را عوض میکردم.

چشمانم را میبندم وباز به تو میاندیشم

بازبه خاطراتت،به رواهایت

عاشقت بودم و هستم

و عاشقت می مانم

عاشقت خواهم مرد

.

.

 

با خیال تو به سربردن اگر هست گناه با خبر باش که من غرق گناهم  همه شب
[ شنبه بیستم مهر 1392 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ محمد ] [ ]


گناه
خدایا سلام خیلی وقتها وقتی آدما از شما دور میشن و به جای اینکه

 

برگردن به سمت شما باز بقیه رو مقصر میدونن و میگن چرا بقیه مثلا

 

نماز نمیخونن یا روزه نمیگیرن...

 

خدایا دیگه رویی ندارم که دیگه اصلا حرفی بخوام بزنم در جواب این همه

 

 لطف و عنایات شما و کمک هایی بزگی که شما بهم کردین و من جای تشکر ...

 

خدایا ببخش به بزرگی و بخشندگی که داری...

 

شاید بگن پول آسایش میاره ولی من قبول ندارم..پول فقط لذت دنیوی داره...

 

آرامش و آسایش در کنار زندگی دنیوی معنا داره که این آرامش فقط و فقط

 

از طریق نیایش و عبادت در راه خدا بدست میاد...

 

                            براستیکه با یاد خدا دلها آرام میگیرد

 

خدایا خیلی ساده بگم کمکم کن رو سیاه نمونم بزار منم مثل همه

 

بنده های پاک و منزه کم کم بیام جلو تا به شما نزدیک شم..

 

سنگینی کوله بار گناه نمیزاره بیام بالاتر...این بار  گناه منو کمتر کن ...

 

 

                                       خدایا  از ته دلم دوستت دارم

[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 5:52 قبل از ظهر ] [ محمد ] [ ]


دروغ

هيچ خصلتى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله منفورتر از دروغ نبود و هرگاه مطلع مى شدند يكى از اصحابشان دروغى گفته است، به او بى اعتنايى مى كردند تا آن كه مى فهميدند توبه كرده است.

الطبقات الكبرى، ج1، ص378

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 8:41 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]


يا مهدي ادرکني (عج)

 

  

ابـاصالح بیـا دردم دوا کـن    مـرا با دیدنت حاجت روا کـن

چقدر حرف برای گفتن دارم اما نمیدونم چرا وقتی میخوام اونارو بگم یادم نمیاد . خدایا از اینکه همیشه مواظب منی و کمکم میکنی و به حرفهای دلم گوش میکنی و از این همه نعمتی که بهم دادی ممنونم خدا رو شکرت ...اما اینبار دیگه میخوام جبران همه اشتباهاتم کنم هر چی گناه کردم میخوام جبران کنم بگو من چیکار باید کنم خدایا  اره میدونم هر چیزی که ازت خواستم بهم دادی همه ارزوهامو براورده کردی . اما  من چه رویی دارم بازم ازتون حاجت میخوام خدایا چرا خواسته های من از شما تموم نمیشه  من مقصرم اره که هیچ وقت سیر نمیشم  ...

 

 خدا یا این بار میخوام به خودت نزدیک شم اینم براورده کن اخرین حاجتمه تورو میخوام میخوام بهت برسم میخوام منو دوستم داشته باشی بیشتر از همیشه

خدایا دوستت دارم    

 

[ جمعه یکم مرداد 1389 ] [ 10:40 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]


خدایا سلام

خدایا  سلام...

خدایاکردم بلافاصله چوبش رو خوردم با اینکه میدوستنم مقصر خودمم اما باز ...

 

هر وقت کار بدی

به خودت قسم كه خيلي شرمندتم.آخه اين كه رسمش نبود.هر چي خوبي كردي به جاش من به خودم ظلم كردم.«ظلمت نفسي»


خودت ميدوني.اصلا لازم نبود بهت بگم چون ميدونستي.اگه هم ميگم به خاطر اينه كه يه كم دلم سبك بشه.اين جا يه جور ديگس.روز اولي

كه اومدم اينجا هدفم همين بود كه هرچي حرف توي دلمه تا اونجايي كه ممكن باشه برات بنويسم.
همه چيز رو ميدوني.ميدوني چه غلطايي كردم.خيلي زياده مگه نه.خيلي بزرگه مگه نه.ولي فقط اينو ميدونم كه از رحمت واسعه ي تو خيلي خيلي كمتره.اصلا نسبتشون از قطره و دريا هم... .نمي دونم.يه جورايي مضطربم.خيلي سخته.فكر كنم قبلا هم گفتم.خيلي سخته با يكي حرف

 بزني كه از همه چيز چه اون چيزايي كه اتفاق افتاده و ميفته و چه از تك تك حرفات خبر داره.فقط مي تونم اجمالا بگم كه شرمندتم.تو رو خودت ببخشم... .

                 

آقا سلام


هر چي گفتم زدم زيرش.مگه نه؟ هر چي خوبي كردي(راهم دادي.بيرونم نكردي...)من بدي كردم مگه نه؟فقط آقا مي خوام بگم:


آقا خودم ميدونم دل تو رو شكستم:::نون و نمك رو خوردم نمكدونو شكستم


آقا فقط يه چيزي:شما كه قرب داري شما كه دستت مياد منت رو بر من تموم كن.يه كاري كن-نميدونم توفيق بده،كمكم كن-گناه نكنم.خودت ميدوني آقا جون.همون موقع يادم افتاد كه هيچ چيز جز عمل خود من ،من رو از شما دور نميكنه.چه قدر من بدم.چه قدر گنه كارم.


آقا جون.اين جون نا قابلم فداي خاك پاي نوكراي عزيزت،فقط بهم بگو كه اين همه بدي كه كردم مي بخشي.بگو اين قدرا هم ازت دور نيستم.جون مادرت...

 

يك دعا:خدا يا ما را شامل دعاي خير مقربانت قرار بده.الهي آمين

 

[ سه شنبه هشتم تیر 1389 ] [ 11:48 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]